X
تبلیغات
رایتل

نان و گل سرخ

ما در اینجا از دغدغه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه می گوئیم...

اول مه؛تقابل دو رویا

پرده دوم نمایش تهوع آور مثلا انتخابات در جمهوری اسلامی شروع شده. با تعیین شش نفر تبهکار “حق انتخاب” را به مردم دادند که یکی را برگزینند! به مانند همیشه آنهای که دستی در این حکومت داشتند و دارند و رفتن جمهوری اسلامی پایان عمر سیاسی ایشان است، عمر سیاسی که در هم یاری و همکاری با حکومتی گذشته که نزدیک چهار دهه است جز سیه روزی برای مردم حاصلی نداشته از بین این شش تن انگشت روی یکی گذاشتند و آنرا قاتل معرفی میکنند. همانها که سالهای داد و قال راه انداخته بودند که از کشتار ۶٧ چیزی نگویید، ببخشید و فراموش کنید اکنون یادشان آمده یکی از کاندیدهای حکومت مستقیما در قتل وعام زندانیان سیاسی نقش داشته و این همه برای این است که دامن دیگری ( و دیگرانی مانند خودشان) را از قتل و عامهای حکومت پاک کنند، کسی که از همان سال ۵٨ تاکنون در همه امور امنیتی و سرکوبگری از تصمیم گیران اصلی بوده است. این اما گوشه ای از بساطی کثیفی که بورژوازی در جهان به نمایش گذاشته است.  شاید بعد از جنگ دوم جهانی این چنین که بورژوازی در چهار گوشه دنیاچهره کریه سیاسی خود را به نمایش نگذاشته بود که این چند ساله اخیر فاشیست ترین شخصیتهای بورژوازی با اسم رمز “پوپولیست” در عرصه سیاست جولان میدهند در معرض دید همه مردم جهان گذاشته است. از پوتین تا اردوغان تا ترامپ و لوپن و از کیم جونگ ایل تا خامنه ای بسیاری نامهای دیگر که رسما و علنا دیدگاههای ضد بشری را تبلیغ می کنند و مجری ترورها و شنیع ترین سیاستهای ضد انسانی هستند و ظاهرا هم هیچکس جلودارشان نیست، لیست ننگینی که افتخارش نصیب بورژوازی شده است.به رسانه های رسمی بورژوازی مراجعه کنید جز ایجاد هراس و دلهره و کاشتن تخم ناامیدی چیز بیشتری گیرتان نمی آید. هر چیزی که میتواند ته دل مردم را خالی کند برجسته میشود حتی بیماری “زوال عقل”! قصد وحشت پراکنی است و اینکه از دست کسی کاری بر نمی آید و نهایتا اینکه “ازماست که برماست!” اما آیا واقعا اینگونه است؟

تجربه یونان و اسپانیا و انگلستان و امریکا و اکنون فرانسه ثابت میکند اینگونه نیست. کافی است کسی به اندازه سر سوزنی به آسایش توده مردم توجه داشته نشان دهد تا مورد استقبال قرار گیرد. در ایران اما تجربه توده مردم در اعتراضات مستمرشان ثابت میکند که دنیا آن گونه که سعی دارند نشان دهند جای هولناکی نیست. آنانی که قرار است راجع به ایشان تصمیم سازی شود خود دارند سعی میکنند تصمیم گیر نهایی باشند. هنوز ماهی از سال ٩۶ نگذشته در ادامه سال گذشته اعتراضات توده های مردم این جا و آن جا خودش را به نمایش گذاشته است. ایران فقط محل عرصه جولان قاتلین بی رحم حاکم نیست. طبقه فرودست جامعه دارد تلاش میکند که برخیزد. مسئله این طبقه استفاده از “حق انتخاب” برای تعیین قاتلی بر سرنوشت اش نیست. اینگونه تصمیم را تصمیم سازان طبقه حاکم میگیرند و نوکران سعی میکنند که نشان دهند این جلوه ای از دموکراسی است. حق انتخاب واقعی اما در جای دیگری است. آنجا که توده مردم معترض با همفکری هم سعی میکنند که کاری را به سرانجام برسانند. برخی میگویند این حرکات به جای نمی رسد اما آنها نمی گویند چرا با وجود آنکه ظاهرا اعتراضات به جای نمی رسد هرروز این حرکات تداوم پیدا میکند. این مبصران حتی در خواب شب شان هم نمی دیدند که کارگر خیابان را محل “اعتراض صنفی” خودش کند و شهر را به حمایت از خودش فرا می خواند.
در ایران به بهانه انتخابات کذایی، حکومت جو را بیشتر از بیش امنیتی کرده است. حکومتی که مدعی است اگر مردم گرسنه هستند عوض اش امنیت را حاصل کرده است و نوکران مورد مغضوبش در خارج از کشور مدام از سوریه ای شدن و کلنگی شدن ایران مردم را به هراس می اندازند که تا بروند به نظام مقدس رای بدهند.(ایشان البته از کلنگی شدن ایران هیچ دلواپسی ندارند اگر لازم بدانند تمام ایران را شخم خواهند زد تا دموکراسی مورد نظرشان که حق انتخاب از میان قاتلین است را جا بیندازند. مگر در چهار دهه گذشته نکرده اند؟) با این وجود صدای اعتراض کارگر در ایران بلند بوده و ایشان با همه وحشگری شان نتواسته اند صدای اعتراض کارگران را خاموش سازند. آوردن قاتل رسمی حکومت در جمع کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی پیش از آنکه بتواند در دل مردم هراس بیندازد نشان از هراس حکومت دارد که با چشم خود می بیند روز به روز اعتراضات بیشتری شکل میگیردو شعارها بیشتر از گذشته رادیکال میشود. جمهوری اسلامی در همان سال اول حکومت اش مزه قدرت این طبقه راچشید که از دهان قاتل کبیرشان شنیدند که اگر انفجاری در میان کارگران واقع بشود هیچکس نمی تواند جلویش را بگیرد.

و در چنین جوی است که اول مه دارد فرا میرسد. روز اعتراض جهانی طبقه ای که جهانی است. روزی که هر سیاستمدار بورژوازی که کمی عاقل تر است سعی میکند “طرف درست تاریخ” بایستد برای همین خودش را هواخواه آرمانهای این طبقه نشان دهد تا مگر رای بیشتری بدست آورد. اول ماه مه امسال پیام روشن تری دارد، نوید بخش این است که راه روشنی میتواند پیش روی بشریت باشد و دنیا خلاصه به فاشیسم و استثمار نمیشود بلکه منزلت و معیشت هم قابل دسترسی است. اول مه تجلی تقابل دو رویا است یکی کهنه گی و ستمکاری و دیگری سرزندگی و آزادی.


یاشار سهندی

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 5 اردیبهشت 1396 ساعت 23:12 | چاپ مطلب