نان و گل سرخ

ما در اینجا از دغدغه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه می گوئیم...

اطلاعیه سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان درمورد حمله ی جنایتکارانه ی روز چهارشنبه در کابل و تحولات پس از آن

شبکه هاى اسلام سیاسى در افغانستان با تبانى استخبارات منطقه و پاکستان و حلقات معین در داخل حکومت غنى و عبدالله صفحۀ دیگرى از بربریت و قتل عام را در شهر کابل گشودند،   بیش از پنجصد کشته و زخمى نتیجۀ این سناریوى وحشت و دهشت اسلامى بود. وقوع این بربریت علیه مردم زحمتکش و بى دفاع افغانستان در حالی که یک بار دیگر تعریف هویت افراطیت اسلامى و امیال فوق ارتجاعى گروه هاى طالب و داعش و اخوانیزم در افغانستان را تجسم مى بخشد، بیانگر جوهرِحاکمیتِ فوق ارتجاعى کرزی غنى و عبدالله نیزهست که با پیوستن رسمى ومجلل جنایتکارترین شا خۀ اسلام سیاسى به رهبری گلبدین حکمتیار به آن، این صفِ ارتجاعى تکمیل تر نیز شده است. صفى که پراتیک همۀ آنها در تمام این مدت جز قربانى گرفتن از زنده گى، امنیت و رفاه إنسانها در افغانستان هیچ محصول دیگرى را در قبال نداشته است.  وقوع این بربریت مانند همیشه امواج عظیم نفرت و انزجار مردم افغانستان را در قبال داشت که  به صورت خودجوش روز جمعه در شهرکابل به راه افتاد و با خواست و شعار «  غنى،  عبدالله، استعفا، استعفا ! » گسترش یافت و پشتیبانى گسترده یی  رابه دست أورد ولى از جانب حاکمیت غنى و عبدالله با فرمان دادن به گارد خاص ریاست جمهوری و استفاده از سلاح گرم و ماشین هاى زرهى به خاک وخون کشیده شده و زنده گی پنج تن از معترضین را به یغما برد.

به نظر سازمان سوسیالیست هاى کارگرى افغانستان حقیقتى که در قبال تمام این فجایع در افغانستان و فاجعۀ هولناک کنونىِ به صورت عمومى اشکار است و پیشینه اش نه تنها به این یک و نیم دهۀ بعد از ١١سپتامبر٢٠٠١ بلکه حدود چهار دهه درگذشته برمی گردد، عبارت از اینست که افغانستان در بازى بزرگ استراتیژیک جهان سرمایه به حیث میدان رقابت توسط امپریالیسم غرب علیه رقباى آسیایی اش استفاده می گردد و براى رسیدن به “نظم نوین” امریکایی، طولانى ساختن بحران در افغانستان، به کار اندازى حاکمیت هاى فوق ارتجاعى و تقویت مستقیم و غیرمستقیم تروریسم اسلامى یکى از مؤلفه هاى اصلى آن می باشد که بى ثبات نگهداشتن افغانستان و منطقه از طریق افغانستان نتیجۀ آن است.

ما اعتقاد داشتیم و داریم که حقنه ساختن این بحران با صدور دموکراسی وتوافق استراتیژیک امنیتى امریکا با افغانستان و نصب حاکمیت وابستۀ ارتجاعى به حیث راهکارِ دراز مدت زمینه ساز توالى جنگ و ناامنى وتقویت تروریسم اسلامى در افغانستان است و مردم زحمتکش افغانستان قربانیانِ اصلى این بازى سیاسى اند. ما اعتقاد داشتیم وداریم که حکومت هاى کرزى وغنى وعبدالله به خودى خود بازوى اصلى حمایتگر وتحقق بخشندۀ تولید و بازتولید بحران هاى سیاسی و اجتماعی در افغانستان هستند که با در نظر داشت همان خط استراتیژیک نمی خواهند و نمی توانند مایۀ امید در مسیرِ تغیر مثبت به نفع جامعه باشند.
درست از چنین منظرى جنایت اسلامیست ها با انفجارها و حملۀ برنامه ریزی شده و کشتارِ رژیم که در برابر موجى از اعتراض مدنى و کاملا صلح آمیز مردم افغانستان انجام یافت درس تلخى است براى آگاه سازى بیشترٍ مردم افغانستان و دور ساختن ماسک هاى فریبکارانۀ نیروى اسلام سیاسى و حاکمیت ارتجاعى غنى و عبدالله و إعلام گسست همیشه گى با چنین ساختارهاى ضدانسانى. به نظر ما ایجاد و گسترش بحران کنونى در افغانستان پیام گسترده و عمیقى را به تمام نیروهاى آزادى خواه و همۀِ مردم افغانستان مخابره می کند که باید براى نجات و دریافت راه واقعى نجات تنها عبور از حاکمیت ارتجاعى کنونى در افغانستان و شناخت پتانسیال ضدبشرى نیروى تروریسم اسلامى کافى نیست؛ همین امروز صف آرایی های جدیدی در حال تکوین و شکل گیری است، در یک سوی این صف قدرت حاکمه و ارتجاع اسلامی – قومی و حامیان جهانی و منطقه یی شان قرار دارد و در سوی دیگر آن مردم آزادی خواه و زحمتکش معترض به وضع موجود.

تظاهرات شهروندان کابل که با قساوت و خشونت پاسداران حاکمیت پوشالی مواجه گردید، یک نمود مهم چنین صف آرایی و وجود ظرفیت و امکان شکل گیری قطب سومی در جامعه است. بخشی از ارتجاع رانده شده از دسترخوان قدرت و شخصیت ها و فیگورهایی از آن در کمین نشسته اند تا از اعتراضات و مطالبات برحق مردم عاصی و آزادیخواه برای نیل به اهداف حقیر سیاسی و منافع اقتصادی شان استفادۀ ابزاری نمایند. ارتجاع اسلامی و ناسیونالیست های تباری در تلاش اند تا حرکت اعتراضی مردم را به کژراهۀ تخاصمات و تمایزات قومی و تباری سوق دهند و سناریوی سیاه دیگری از انقطاب و بربریت را بر جامعه تحمیل نمایند.

 مردم معترض و آزادیخواه و فعالان سوسیالیست باید با هوشیاری، متانت، آگاهی و تجربه اندوزی از تاریخ و پراتیک خونبار نیروهای سناریوی سیاه و با افشای حقیقت سیاسی و اهداف ارتجاعی حاکمیت ارتجاعی، این نیروها را از صف اعتراض توده یی مردم برانند و وجه تمایز شان را با این نیروهای مرتجع صریح و روشن رو به جامعه اعلام نمایند. امر به کرسی نشاندن مطالبات و خواسته های برحق مردم به سازماندهی و تشکل نیاز دارد. بدون وجود تشکل آگاه، منضبط و سازمانده با خواست ها و مطالبات روشن و ترسیم افق پیروزی هیچ حرکت ایله جاری به پیروزی نرسیده و نه خواهد رسید. بر نیروهای سوسیالیست، چپ و آزادی خواه جامعه است که سعی نمایند با سازماندهی و ایجاد دسته هاى پیشرو انقلابى، تقویت و تحکیم صف متحد سوسیالیستى، جنبش اعتراضی مردم را هدایت و به سرمنزل مقصود برسانند. مبارزه با رژیم پوشالی، ارتجاع اسلامی و ناسیونالیسم تباری بدون در افتادن با مناسبات حاکم و نظام سرمایه داری خوشخیالی یی بیش نیست. تعویض مهره ها بدون دست بردن به ریشه و دگرگون ساختن نظم موجود هیچ دردی از درد کارگران و اقشار زحمتکش و اکثریت مردم آزادی خواه از زن و مرد  را درمان نخواهد کرد.

زنده باد سوسیالیسم

پیروز باد جنبش حق طلبانه و آزادی خواهانۀ مردم

شورای مرکزی سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان

١٤ جوزا ١٣٩٦؛ ٤ جون ٢٠١٧

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 15 تیر 1396 ساعت 20:01 | چاپ مطلب