نان و گل سرخ

ما در اینجا از دغدغه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه می گوئیم...

این رژیم باید سرنگون شود!

از روز اول سر کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی، این نماینده جهل و سرمایه، یک رکن اساسی ومهم سیاستهایش که بتواند به حیات ننگینش ادامه دهد پدیده اعدام بوده و متاسفانه هنوز هم توانسته آنرا به بدترین شیوه ممکن و هر روزه ادامه بدهد.
برای نسل جوان که بعد از انقلاب١٣۵٧ زیر حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی به دنیا آمدند و گرفتار این حکومت شرعی وقرون وسطی شدند بگذارید نکاتی را متذکر شوم و ساده بیان کنم که چرا انقلاب شد؟ و به علل تداوم اعدام این رژیم که جانشین شاه شد هم اشاره خواهم داشت.  حکومت شاه یک حکومت دزد و دیکتاتور و سرکوبگر بود. به خصوص کسانی مثل چپها و سوسیالیستها وکمونیستها و تفکرهای سیاسی دیگر که به وضعیت و سیاستهای شاه مخالفت میکردند، به وسیله ساواک، یعنی پلیس مخفی( اطلاعات امروز جمهوری اسلامی) دستگیر و راهی زندان میشدند. زیر عکسهای شاه نوشته بودند “شاه سایه خداست”. مگر کسی درآن زمان جرات میگرد بگوید سرمایه مملکت ایران چقدر است و کجا خرج میشود؟ چقدر در خزانه دولت موجود است؟ اصلا کلمه “چرا” ممنوع بود . نمی شد از کسی سوال کرد که ریشه اصلی فقر و بدبختی از کجا آمده و چرا فقر تا این حد در جامعه رو به افزونیست ویا ثروت مملکت کجا می رود و جه کسانی از آن بهره میگیرند؟

مردم به خاطر این همه فشار و ناعدالتی وبی حقوقی و عدم دخالت در امور جامعه سرانجام به تنگ آمدند و در بحرانی که شاه با آن روبرو شد به اعتراض روی آوردند و تصمیم گرفتند این رژیم را سر نگون کنند. به خصوص اعتصاب و دخالت جدی کارگران شرکت نفت و شرکت فعال زنان و فرهنکیان معلمان و چپها و جریانات دیگر در سر نگونی شاه نقش جدی را از خود ایفا نمودند. در قیام سال ۵٧بسیاری از جوانان و مردم معترض به وسیله ارتش شاه خونشان ریخته شد . مردم برای آزادی و زندگی بهتر و و رفاه بیشتر و حرمت و کرامت انسانی خودش و اینکه به خاطر عقیده سیاسی و مخالفت با دولت راهی زندان نشود و شکنجه و اعدام نگردند متحدانه به خیابانها ریختند و دست به انقلاب زدند و در فاصله کوتاهی به عمر پر از جنایت رژیم پلوی خاتمه دادند.

انقلاب ۵٧ مردم ایران علیه رژیم فاصد پهلوی بر حق وقابل دفاع بود وهست. اما چراین همه تلاش و زحمت وخون ریختن و خواستها و مطالبات برحق کارگران جوانان و به خصوص زنان مبارز به اینجا کشیده شد؟ بررسی جامع آن شاید در حوصله این متن نباشد. اما به این اکتفا میکنم که وقتی کشورهای غربی و خصوصا دولت آمریکا متوجه شدند که مردم ایران شاه را سرنگون میکنند و متوجه شدند روند چپ هم دست بالا را دارد و احتمالا منافعشان به خطر بیافتد، دنبال آلترناتیو خودشان رفتند. تلاش کردند و هزینه برایش دادند. مدیاها را سازمان دادند، جلسه برایش گرفتند و صدها اقدام ضد انقلابی دیگر تا بتوانند انقلاب ۵٧ را با شکست روبرو کنند. ترس امریکا و کشورهای غرب از چپ در ایران بود مبادا به قدرت برسند و وابسته به شوروی سابق شوند. خمینی مرتجع را از بغداد بردند فرانسه و از آنجا کم کم به عنوان آلترناتیو ضد انقلابی روش کار کردند. سرآنجام همراه با سرکوب و با وعده وعید پوچ خمینی و جریانات اسلامی را به کرسی نشاندند.

اکنون حدود ۳۸ سال است جانشین شاه در ایران هم حکومت میکند و هم جلو چشم همگان جنایت میکند. جامعه ایران را به گرداب کشانده اند میلونها انسان را قربانی سیاستهیا ضد انسانی خود کرده اند . ملیونها نفر را معتاد کرد اند. دها هزار نفر چپ و کمونیست و آزادیخواه وبرابری طلب و انسانهای شرافتمند و مخالفین سیاسی خود را اعدام و ترور کرده اند . تفکیک جنسیتی به وجود آورده اند و زن ومرد را در اماکان عمومی درادارات و مدارس و اتوبوسها جدا کرده اند. ملیونها نفر را بیکار و بی سر نوشت و گرسنه کرده اند. کارگران در ایران کار میکنند با پول کم و در ضمن ماها هم پولشان را نیز نمی دهند و وقتی اعتراض هم میکنند با زندان رفتند و شلاق زدن باطوم و جوابشان را می دهند. بیشمارند کودکان بی سر پرست و بی سواد و از خانواده های فقیر و کم در آمد تو بازار کار که هر روز استثمارو تحقیر میشوند، سیلی میخورند، شکنجه میشوند، و مورد تجاوز قرار میگیرند.

در یک کلام واقعا ایران را تبدیل به یک ویرانه کرده اند و برای اینکه به حکومتشان ادامه بدهند راه سرکوب و خفقان و حاکم کردن فضای امنیتی و گسترش پدیده وحشیانه اعدام را در پیش گرفته اند. مردم را در ملا عام اعدام میکنند.خوشی و شادی را از مردم گرفتند. رژیم جنایتکار ایران خوب میدانند چه بلایی سر این جامعه هفتاد هشتاد میلیونی آورده اندو در ضمن این را هم میدانند که در طول این٣٨ سال با این همه فقر و جنایت که در حق مردم به خصوص کارگران و زنان و زحمت کشان کرده ، هنوز هم نتوانسته ونمیتواند بدون توصل به سرکوب و اعدام و استثمار بقای خودش را تصمین کند. به همین خاطر همچنانکه ابتدا اشاره کردم هیچ پلی پشت سرش نمانده و همه راخراب شده می داند. از اینرو تنها ابزار سرکوب، اجیر کردن مزدور و به کار گیری اعدام که از روز اول تا به امروز به آن متکی بوده همچنان ادامه میدهد.

خود سردمداران وحاکمان رژیم فاسد و دزد و آدم کش میدانند اعدام هم کاری از پیش نمی برد و نمیتوانند از دست مردم و کارکران و زحمت کشان و جوانان و زنان متنفر از این نظام جان سالم به در ببرند. و اما ما برای رسدیدن به پیروزی لازم است که اشتباهات گشته در سال ۵٧ را تکرار نکنیم، لازمه آن انتخاب حزب و سیاست و مبارزه درست و ایجاد صف مستقل کارگری و آزادیخواهای خودمان برای رسیدن به آزادی و برابری و سوسیالیسم است. در این راستا الان دیگر وقت تعرض کارگران و کمونیستهای آزادیخواه وبرابری طلب و زنان مبارز و ستمدیده و اسلام زده است که متحد شوند.

این حکومت مرتجع با قانون وشریعتش به زباله دان تاریخ باید سپرده شود.الان وقت آن رسیده که رساتر به به حجاب اجباری نه بگوییم، آلان دیگر وقت آنست صدای خود را علیه اعدام بالا ببریم و برای آزادی زندانیان سیاسی به مبارزه برخیزیم .در مقابل موج اخراجیها و بیکار سازیها ضروری است متحدانه بیاستیم و مطالبات خود را روشن و شفاف روبه سرمایداران اعلام کنیم .وقت آنست که دوباره شعار برابری زن و مرد را سر دهیم و علیه کار کوداکان و بی حقوقیهایشان اعتراض و به میدان آیم .
همه بر این نکته واقفند که این رژیم قابل اصلاح نبوده ونیست! و اصلاح طلبی و اعتدال گوی و جنبش سبز و اصولگرا و غیره همه از یک نوعند، همه شریکند در جنایت و بقای این رژیم و فریب دادن مردم. همه امتحان خود را پس داده اند و باید به عمرشان پایانی بخشید.
مرگ برجمهوری اسلامی

ابراهیم باتمانی

٨ مهر ١٣٩۶
٣٠ سپتامبر ٢٠١٧
منبع: شماره ١٧ نشریه سوسیالیسم امروز
http://www.simroz.org/index

تاریخ ارسال: یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 12:39 | چاپ مطلب