آیا میانگین بلوغ جوامع بشری آمادگی و وداع با پیش تاریخ نرینه و امتیازات ناشی از آن را دارد؟!
نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
فارغ از ارزش گذاری، و به عنوان یک واقعیت تلخ و گزنده تاریخی، زنان در مجموع بیشترین باراجتماعی را در پیش برد قافله تمدن بشری و به همان اندازه بیشترین ستم و استثمار و سرکوب را بردوش خود حمل کرده اند. بسیار بیشتر از وزن اجتماعی خود به عنوان نیمی از جامعه چه درعرضه تولید و خدمات اجتماعی رسمی و چه درحوزه های گوناگون تولیدی و اشکال گوناگون کارعاطفی-اجتماعی غیررسمی.
مبارزه برای افزایش دستمزد امری حیاتی است. یک امر مهم مبارزه اقتصادی کارگران مبارزه برای افزایش دستمزد بر پایه حداقل دستمزد می باشد. نرخ حداقل دستمزد باید بنا به رشد تورم و گرانی و نوع فراوری کار باشد. نرخ حداقل دستمزد باید بر حسب هزینه های روزمره زندگی محاسبه شود. هزینه های روزمره یک خانواده عبارتند از خوراک، پوشاک، هزینه مدرسه و تحصیل بچه ها، کرایه خانه، بهداشت، رفت و آمد، تفریح و مسافرت، مهمانی دادن، ورزش حرفه ای یا غیر حرفه ای و خرج آب و برق و گاز و غیره می باشد. مبازره اقتصادی جدا از مبارزات سیاسی و اجتماعی نیست و به هم گره خورده اند. ادامه مطلب ...
یادداشتی به مناسبت هشتم مارچ
امسال سی و نه سال است که زنان ایران روز جهانی زن را در بدترین شرایط ممکن و به امید گشودن دریچه ای به سوی آزادی و برابری گرامی می دارند؛ روزی که برگزاری اش در هر سال سخت تر از سال پیش بوده، و همیشه تاوانی چون کتک خوردن و بازداشت و زندان را به همراه داشته است.
ادامه مطلب ...اسماعیل مولودی ۶ مارس ۲۰۱۷
کلارا زتکین سوسیالیست آلمانی در سخنرانی اش در گردهمایی سوسیالیستها در ۱۹۱۰ در دانمارک چنین گفت؛
ادامه مطلب ...به پیشواز هشتم مارچ
در ٨ مارس امسال به صدمین سال آنروزی سلام میدهیم که کارگران زن/ زنان کارگر در پتروگراد پایتخت روسیه تزاری به خیابان ریختند تا روز جهانی زن را جشن بگیرند و با تظاهرات پرشور و جسورانه شان همزمان جرقه انقلاب ١٩١٧ روسیه را زدند. آنچه برای شوریدگان و بپاخاستگان آن روز، کم و بیش روشن بود این بود که ترکیب استثمار سرمایه داری با ستمگری و استبداد تزاری جانشان را به لب رسانده بود. آنچه برایشان روشن نبود و به فکر هیچ کسی هم نرسیده بود آن بود که تظاهرات ٨ مارس (٢٣ فوریه تقویم قدیم روسیه) آن سال شان به روز اول “انقلاب فوریه ١٩١٧” روسیه بدل گردد. ادامه مطلب ...
روز یکشنبه گروهی ازکارگران نیبُر مجتمع کشت و صنعت هفت تپه خوزستان در اعتراض به واریزنشدن حق بیمه در محوطه کمپ نی برها تجمع کردند.
همچنین کارگران شهرداری مشکین شهر و کارگران پیمانی شهرداری بهبهان در اعتراض به پرداخت نشدن چند ماه حقوق و نداشتن امنیت شغلی در این شهرها اعتراض کردند.
یک عضو مجلس آخوندی از خوزستان گفت:پساب های سمی پتروشیمی ماهشهر به رودخانه ها می ریزد که زمینه ساز ابتلا به انواع سرطان هاست. وی گفت فعال کردن مراکز تصفیه پساب از سوی صنایع پتروشیمی ماهشهر جدی گرفته نمی شود, عباس پاپی زاده افزود: علیرغم طرح این مسئله ، دولت و سازمانهای مختلف از جمله وزارت نفت ، سازمان محیط زیست و غذا و دارو هیچ گونه اقدام عملی انجام نداده اند.
رضا شهابی عضو هیئت مدیره ی سندیکای رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تنها به دلیل عضویت در این سندیکا و پیگیری مطالبات کارگری حدود پنج سال متحمل حبس شد. در اثر شکنجه در زندان دچار آسیب های جدی شد و از ناحیه گردن، کمر و پشت به شدت صدمه دید و یک بار از ناحیه گردن مورد عمل جراحی قرار گرفت. وی در اعتراض به محکومیت ناحقش به زندان، حدود شصت روز اعتصاب غذا کرد و نزدیک بود جان خود را از دست بدهد. در نهایت با استقامت و مبارزه او و دیگر کارگران و همچنین همکارانش در سندیکای شرکت واحد به طور مشروط از زندان آزاد شد، اما اجازه بازگشت به کار به او داده نشد و بدین شکل به لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار گرفت.
ادامه مطلب ...
این روزها چقدر نان با جان گره خورده است طبقه کارگر ایرانجان میدهد تا نان بخورد. جان باختن روزانه شش کارگر در حوادث کار، دیگر به امری عادی تبدیل و زنده بودن امری « عجیب» شده است. انها می میرند چه در اثر فقر و فلاکت، خودکشی و بیکاری و چه در اثر حوادث در هنگام کار. اما گاه و بیگاه این موج کشتار کارگران به چنان قتل عامی تبدیل می شود که جامعه تب و لرز میگیرد و با بهت و حیرت، کسب یک لقمه نان را می نگرد که بهایش جان شیرین است. مرگ اتش نشانان و کولبران شاید در دو حادثه مجزا اتفاق افتاده باشند اما در چند مقوله مشترک هستند. کارگران اتش نشانی و کارگران مزدبگیر کولبر برای کسب نان و روزی خانواده هایشان باید جان خود را به خطر بیاندازند. باید با حوادث بجنگنند باید جان بدهند، باید قدم در ره بی بازگشت بگذارند تا نان شان را بدست اورند. ناگفته ها در مرگ اتش نشانان و کولبران زیاد است و زبان ما قاصر از این همه بی عدالتی! ادامه مطلب ...
حوادث کارگری و بی مبالاتی رژیم جمهوری اسلامی، همچنان دارد، جان کارگران را در میادین تولیدی، توزیعی و ساختمانی میگیرد. ساختمان ۱۷ طبقه و بزرگ پلاسکو سوخت و بر پروندۀ بیمسئولیتی نظام افزود.
آتشسوزی در مدارس بدلیل فقدان سیستم گرمایشیِ منطبق با استانداردهای بینالمللی، خرابی بیقولههای محرومترین اقشار جامعه، در اثر حوادثی همچون باد و باران و سیل، قطع دست و پا در میادین تولیدی بهدلیل فقدان امکانات اولیۀ ایمنی و غیره، از زمره حکایت و معضلاتیست که در برابر میلیونها کارگر و زحمتکشِ ایران قرار گرفته است. بی تردید در آتش سوختن کارگران در ساختمان پلاسکو، از جمله آخرین حادثه ها نخواهد بود و بنابه گفتۀ “«معصومه آباد»، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، ۳۰۰۰ ناایمن دیگر” در تهران، در انتظار فاجعهای همچون ساختمان پلاسکو میباشند.
ادامه مطلب ...